بایگانی

Archive for the ‘Uncategorized’ Category

البته که مثل همیشه این ملت مقصرند…

البته که مثل همیشه این ملت مقصرند…. در بلبشوی ما قبل قاجار ملت مقصر بودند. و قاجار که پدر این مملکت را درآورد٬ این ملت مقصر بودند. حالا هم که یک قزاق قلدر دارد خون ملت را در شیشه میکند٬بازهم این ملت مقصرند….. اصلا ما ملت مقصر هستیم… البته همه ی ماها خودمان خوبیم. اما اطافیان ما بدند!… با این حساب و با این ملت فقیر سراپا تقصیر٬ آدم انگشت به دهان می ماند که این آقایان چرا با این حرص و طمع عجیب و غریب٬ دنبال ریاست و حکومت بر این ملتند! نه آقایان!….خیالتان را راحت کنم… مردم ما قبلا طعم آزادی را چشیده اند و به این سادگی به استبداد شما در لباس جمهوری تن نخواهند داد! ……زنده باد آزادی

«میرزاده عشقی»

غزل شمارهٔ ۱۱۶ – بیاد مرحوم میرزاده عشقی

شهریار

عشقی که درد عشق وطن بود درد او

او بود مرد عشق که کس نیست مرد او

 

چون دود شمع کشته که با وی دمیست گرم

بس شعله ها که بشکفد از آه سرد او

 

بر طرف لاله زار شفق پر زند هنوز

پروانه تخیل آفاق گرد او

 

او فکر اتحاد غلامان به مغز پخت

از بزم خواجه سخت به جا بود طرد او

 

آن نردباز عشق که جان در نبرد باخت

بردی نمی کنند حریفان نرد او

 

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

عشقی نمرد و مرد حریف نبرد او

 

در عاشقی رسید بجائی که هرچه من

چون باد تاختم نرسیدم به گرد او

 

از جان گذشت عشقی و اجرت چه یافت مرگ

این کارمزد کشور و آن کارکرد او

 

آن را که دل به سیم خیانت نشد سیاه

با خون سرخ رنگ شود روی زرد او

 

درمان خود به دادن جان دید شهریار

عشقی که درد عشق وطن بود درد او

به من بگویید برای کجای مملکتم شادی کنم ؟

اکتبر 23, 2012 بیان دیدگاه

این چه حال ِ رخوتی است که دچارش شده ایم …..

که درد هایمان ده برابر هم شود سکوتمان ثابت است

که داشته هایمان تاراج شود هم باز سرمان را به بهایی چند نفس بیشتر می دزدیم

به من بگویید برای کجای مملکتم شادی کنم ……..

وقتی بی کسی به جایی می رسد که یک برنامه ورزشی در ایران

باید از زلزله زدگان آذربایجان گزارش دهد و گریه های مادران را از سرمای شبانه به جانمان بیندازد

گفتنش شاید به غیرتمان بر بخورد و قتی بدانیم چند ماه پیش تر،

زلزله ای چندین ریشتر بیشتر از آذربایجان گریبان ژاپن را گرفت …

و فاجعه ای به بار آورد …

بعد از یک دنیا فداکاری و دست به دست هم دادن

از بالاترین مقام کشوری تا دختری که شبانه روز برای کودکان

به جا مانده از زلزله لباس می دوخت .

مملکتشان را سرپا کردند وبعد از دو ماه تمام

سران مملکتی در برنامه ای تلویزیونی جلوی ملتشان زانو زدند

سر خم کردند و از کم گذاشته هایشان عذر خواهی کردند …..

اما اینجا شب به شب در چادری که قول داده بودند

زود تر از نفوذ سرما به خانه تبدیلش کنند ……..

صدای گریه ی مادران می رسد …. صدایی که با لرزش لالایی می خواند

تا کودکش در گریه اش شریک نباشد

مگر در این مملکت سر ِ کسی برای کسی غیر خودی هایش درد می کند ؟؟

به من بگویید کجای مملکتم امید را به آغوشم فشار دهم

وقتی پای به هر دانشگاه که می گذاری صحبت از رفتن است….

که با هر فلاکتی شده آینده ات را از آینده مملکت جدا کنی ……….

بروی و پشت سرت را نگاه نکنی ….

و شامپاین ها را تنها به نام ِ جاوید ایران باز کنی ……. هه ……

به کجای مملکت برچسب افتخار بزنم

وقتی اجتماعمان از گشنگی خودش را به گرگی زده که بی چون وچرا

می درد تا سیر بماند …………

از کف خیابان های شهر تا سرمای آذربایجان …….

از کف اتوبوس تا فریاد دختر هایی که

تا چند دقیقه بعد، به یک مرگ دسته جمعی شدیدا تصادفی می رسند تا ادامه تحصیل دهند …………

به کجای ملتم افتخار کنم که سرشان را از حقایق می دزدند ….

دلم می گیرد از ملتی …..

که اگر علی کریمی، عادل فردوسی پور، هیلا صدیقی ….را نداشتند

حتی دیگر نمی توانستند شهامت کسی از خودی ها را در دلشان تشویق کنند

درست همان لحظه که به امن ترین جای خانه شان تکیه داده ان

و در صورت وجود کوچکترین ترس حاضرند زیر همه چیز بزنند …….

دلم تنها به چند ناشناس خوش مانده …..

آنها که از زندگی زده اند و داوطلب

در مدرسه های زلزله زده های آذربایجان درس می دهند

یا جوان های خوش سر و پایی که سر چهار راه پارک وی

غرورشان را کنار خیابان می گذارند

و محض یک شب آرامش کودکان خیابانی جای آنها

شیشه لوکس ترین ماشین ها را تمیز می کنند

که جز پول ، حس آدم حساب شدن را به آن کودک ببخشند …

حسی که بیشتر از مادر ِ نداشته شان با آنها غریبی می کنند

.

.

.

این ساک لعنتی را باید بست …

خیال تحصیل دکترا را به همان خوش نشینان آنور مرز ها سپرد ….

به وسعت تمام تلنگر ها لال شد و راه افتاد ………….

به سمت آذر بایجان ، پارک وی ، محک ….

جایی که یک لقمه نان سر گلویت سنگینی نکند ….

ولی شب سرت را که روی بالش گذاشتی

دلت پیش تمام چشم های کودکانه ای باشد که از لطف حضورت

یک روز از حس بدخت بودنشان کم شد ……………

این ساک لعنتی را باید برای همین مرز ها بست …….

باید هوای مرز ها را در همین مرز ها داشت ….

جاییکه نه شامپاین دلچسبی دارد … نه آزادی دندان گیری

اما هر چه هست …. ایران است ………..

به حرمت اشک های پروین اعتصامی

تا عصای لرزان سیمین بهبانی ………..

به حرمت نخل های سوخته آبادن

تا چادر کمر بسته گیله زن هایش …………..

اینجا هر چه باشد ایران است ….

که بیشتر از هر وقت به مردمانش محتاج است …….

************************

پ.ن :

اضافه می کنم همیشه سر خم خواهد کرد برای مردمانی که آنور مرز ها

بیشتر از دغدغه برای ایرانشان دارند ……

هومن شریفی

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: , ,

واکنش سریع و قاطعانه نمایندگان مجلس پس از قهوه ای شدن توسط احمدی نژاد!

سپتامبر 24, 2012 بیان دیدگاه
گفته گه خوردن ؟ چه با مزه تا حالا گه نخورده بودم!

احمدی نژاد گفته نماینده ها گه خوردن ؟ چه با مزه!!! ها ها ها …

بچه ها این آخوندک رو ببینید از گه خوری چه خر کیف شده!! نوش جونت بخور. ها ها ها

خُخُخُخُخُخُرررررر پُپُپُپُپُفففففففففففف

ما همه «گه خور» توایم احمدی… سر به آخور توایم احمدی…

ک… ننه همتون!!!
اِ اِ اِ اِ خفه اش کن بابا…

مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی!!!

دسته‌ها:Uncategorized

حقا که لیاقت نمایندگان مجلسی خود فروخته و بیکفایت «گه خوردن» است!

سپتامبر 24, 2012 بیان دیدگاه

احمدی نژاد در سفر نیویورک در پاسخ به خبرنگار بی بی سی در مورد سوال نمایندگان مجلس در مورد همراهان ۱۶۰ نفری رییس جمهور و هزینه آنها گفت: گُه خوردند!

 

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: , ,

درخواست هنرمند گرامی، «شهریار» از مردم، برای انتشار موزیک ویدئو جدید و بی نظیرش به نام «شرم بر ما ای پدر»

سپتامبر 8, 2012 بیان دیدگاه

باز هم صدایش برای ایران بلند شد اما …..
کلیپ زیر از خواننده محبوب ایرانی شهریار(
Shahryar) به نام شرم بر ما می باشد متاسفانه تمامی تلوزیون های ماهواره ای از پخش آن خوداری می نمایند
شبکه هایی همچون gem و pmc که هزینه گزافی برای تهیه کلیپ های خارجی می کنند از پخش این آهنگ خوداری می نمایند
متن پیام شهریار (
Shahryar) در فیس بوک اش:
دوستان عزیز همانطور که پیش بینی‌ می‌‌شد و قبلا هم تجربه کردیم،بیشتر رسانه‌ها از پخش موزیک ویدئو «شرم بر ما» به دلیل مضمون خاص آن خود داری کردند. از این رو انتشار این کار را در فضای مجازی به دست شما عزیزان می‌سپاریم.

با مهر

شهریار

آدرس فیس بوک شهریار

******************************************************

متن سرود:

شرم بر ما ای پدر

گفتی پدر این سرزمین دور باد از شر و دروغ
قهطی نبیند این دیار دشمن بماند بی فروغ
گفتی چنان ارزنده است این خاک زرین کهن

خاکی که جسمت بعد از مرگ یک ذره از ایران بود
شرم بر ما ای پدر ما خود شدیم دشمن او
مهر وطن قهطی شده رایج شده کذب و دروغ
شرم بر ما ای پدر دادیم به باد آداب خویش
بیگانه شد سر مشق ما از یاد بردیم رسم خویش

به جای شمس و مثنوی سر داده ایم حزن و فوقان
شیون شده عادت ما -ما وارثان مهرگان
شرم بر ما ای پدر ما که ز خود بی خبریم
دزدیده شد گنج وطن در خواب خوش قوطه وریم
بردن ربودن خاکمان به گل نشست دریایمان
گلها همه پژمرده اند رنگ رفته از فرهنگ مان

تقصیر ندارد روزگاه ظالم نخوانید این جهان
بر این دیار با شکوه ما خود نبودیم پاسبان

کلیپ اصلی شرم برما

مصاحبه شهریار با بی بی سی و کلیپ کوتاه

برای دانلود در ایران(از هموطنان خارج از کشور می خواهیم از ایشان حمایت مالی کنند)

دسته‌ها:Uncategorized

درخواست هنرمند گرامی، «شهریار» از مردم، برای انتشار موزیک ویدئو جدیدش به نام «شرم بر ما ای پدر»

سپتامبر 8, 2012 بیان دیدگاه

باز هم صدایش برای ایران بلند شد اما …..
کلیپ زیر از خواننده محبوب ایرانی شهریار(
Shahryar) به نام شرم بر ما می باشد متاسفانه تمامی تلوزیون های ماهواره ای از پخش آن خوداری می نمایند
شبکه هایی همچون gem و pmc که هزینه گزافی برای تهیه کلیپ های خارجی می کنند از پخش این آهنگ خوداری می نمایند
متن پیام شهریار (
Shahryar) در فیس بوک اش:
دوستان عزیز همانطور که پیش بینی‌ می‌‌شد و قبلا هم تجربه کردیم،بیشتر رسانه‌ها از پخش موزیک ویدئو «شرم بر ما» به دلیل مضمون خاص آن خود داری کردند. از این رو انتشار این کار را در فضای مجازی به دست شما عزیزان می‌سپاریم.

با مهر

شهریار

آدرس فیس بوک شهریار

******************************************************

متن سرود:

شرم بر ما ای پدر

گفتی پدر این سرزمین دور باد از شر و دروغ
قهطی نبیند این دیار دشمن بماند بی فروغ
گفتی چنان ارزنده است این خاک زرین کهن

خاکی که جسمت بعد از مرگ یک ذره از ایران بود
شرم بر ما ای پدر ما خود شدیم دشمن او
مهر وطن قهطی شده رایج شده کذب و دروغ
شرم بر ما ای پدر دادیم به باد آداب خویش
بیگانه شد سر مشق ما از یاد بردیم رسم خویش

به جای شمس و مثنوی سر داده ایم حزن و فوقان
شیون شده عادت ما -ما وارثان مهرگان
شرم بر ما ای پدر ما که ز خود بی خبریم
دزدیده شد گنج وطن در خواب خوش قوطه وریم
بردن ربودن خاکمان به گل نشست دریایمان
گلها همه پژمرده اند رنگ رفته از فرهنگ مان

تقصیر ندارد روزگاه ظالم نخوانید این جهان
بر این دیار با شکوه ما خود نبودیم پاسبان

کلیپ اصلی شرم برما

مصاحبه شهریار با بی بی سی و کلیپ کوتاه

برای دانلود در ایران(از هموطنان خارج از کشور می خواهیم از ایشان حمایت مالی کنند)

من دیکتاتور مستفرنگ و میهن پرست و مصلح اجتماعی و یگانه منجی غمخوار ماقبل تاریخی هم میهنان عزیزم هستم

سپتامبر 3, 2012 بیان دیدگاه

حال این پادشاه ظاهراً می خواست ادای فرنگی مآبها را در بیاورد اگرچه رویش نمیافتاد … او هم مثل همه ی شاه های دنیا برای خودش مشروطه طلب و آزادی خواه و تن پرور و عیاش و برای ملتش مستبد بود. کارش این بود که چشم زهره بگیرد، مردم را بچاپد و به قنازه بکشد و برای خودش هی ساختمان بکند. اما چون لغت «شاه» ورافتاده بود، خجالت کشید که اسم مستبد روی خودش بگذارد، ماده را غلیظ تر کرد و گفت: «من دیکتاتور مستفرنگ و میهن پرست و مصلح اجتماعی و یگانه منجی غمخوار ماقبل تاریخی هم میهنان عزیزم هستم، هرکس هم شک بیاورد پدرش را می سوزانم»

توپ مرواری / صادق هدایت
—————————
این کتاب چه قبل و چه بعد از انقلاب ممنوع الچاپ بوده و هست.

عکس

منبع

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها:

آیا میشود فطریه ی امسال من و تو، به جای صندوق های دولتی، سهم زلزله زدگان شود؟

آگوست 13, 2012 بیان دیدگاه

عکس

آذربایجان تنهاست ؛ هموطنانمان را دریابیم
آیا میشود فطریه ی امسال من و تو، به جای صندوق های دولتی، سهم زلزله زدگان شود؟

کاری از محسن موسوی

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: , , ,

یه روز یه ترکه میره جنگ میشه فرمانده…!

ژوئیه 17, 2012 بیان دیدگاه

یه روز یه ترکه میره جنگ
میشه فرمانده
داداشش شهید میشه.
با بیسیم بهش میگن لااقل جنازه داداشتو برگردون عقب ، میگه اینا همشون داداشای من هستن ، کدومشونو بیارم ؟

آره !!!
این جوک نبود
( به یاد حمید و مهدی باکری )
هر نگرشی که داشته باشی این ها شایسته ی احترامند.

پلیس در تمام دنیا نماد آرامش و امنیت و در ایران نماد وحشیگری و خشونت/ نیروی افتضاحی خجالت خجالت

ژوئیه 12, 2012 بیان دیدگاه

به گزارش روزنامه ایران   پلیس یک نوجوان ۱۶ ساله را به احتمال «شرب خمر» در یکی از محلات شهر تهران از فاصله ۲۰ سانتی‌متری و با شلیک مستقیم گلوله از پای در آورده است.

نیمه شعبان همه خیابان‌‌ها غرق نور بودند و کوچک و بزرگ برای شب جشن ثانیه‌شماری می‌کردند. علی 16 سال بیشتر نداشت و با مینی‌موتوری که به تازگی خریده بود همراه دوستش راهی فلکه چهارم خزانه شد.
جمعیت زیادی بود. در 100 متری حسینیه قمربنی‌هاشم و در حاشیه میدان روی موتورش نشست. هیاهویی به پا بود تا این که مأمور موتوری کلانتری 160 خزانه سررسید. «علی» از ترس همراه نداشتن مدارک موتور و نداشتن
گواهینامه به دوستش گفت می‌خواهد آنجا را ترک کند اما خیلی دیر شده بود و مأمور موتوری خود را به علی رساند. علی و دوستش ترسیده بودند، موتور خاموش بود و نمی‌توانستند فرار کنند، آنجا محله‌شان بود و همه آنها را می‌شناختند.
مأمور پلیس در برابر علی 16 ساله ایستاد و با بیان این که پسربچه مشروبات الکلی خورده است وی را بازخواست کرد. «علی» گفت که مست نیست و هنوز حرف‌هایش تمام نشده بود که مأمور وی را به عقب هل داد و این پسربچه و موتورش روی زمین افتادند.
وقتی دوستان و بچهمحل‌‌های «علی» برای هواخواهی به سمت وی دویدند مأمور پلیس اسلحه‌اش را به دست گرفت و 2 تیر هوایی شلیک کرد. همه بهتزده شدند. «علی» باز وحشت‌زده اصرار کرد که گناهی ندارد و مست نیست و از مأمور خواست دست از سرش بردارد. همه دیدند مأمور تپانچه‌اش را به نزديك علی برد، هیچ کس فکر نمی‌کرد گلوله‌ای شلیک شود، اما صدای انفجار همه را سر جایشان خشک کرد.
دیگر جشنی در کار نبود، علی ناله‌کنان روی زمین افتاد و خون اطرافش را رنگی کرد.
این‌‌ها ادعا‌های کسانی است که سوگند می‌خورند با چشمان خود چنین صحنه باورنکردنی را دیده‌اند و هنوز شوکه هستند…

این خبر و داستان  بسیار دردناک و متاثر کننده است مخصوصن زمانی که قسمت انتهای این تراژدی را میخوانیم:

بخشی شوهر عمه «علی» نیز با بیان اینکه خودش شاهد این حادثه نبود، گفت: «چیزهایی که شنیده‌ام از یک نفر نبوده و همه، ماجرا را مشابه تعریف می‌کنند. مطمئن هستم دروغی در کار نیست، نظریه پزشکی قانونی هم نشان داده هیچ الکلی در خون «علی» نبوده است و واقعاً نمی‌دانیم این پلیس چرا وی را کشته است.»

شاگردا که بغض در گلو دارد، گفت: ساعت 12 نیمه‌شب نیمه‌شعبان بود که مادر «علی» با دلشوره خاصی به من زنگ زد. هنوز از پسرش خبری نداشت، می‌گفت «علی» می‌داند من از تنهایی می‌ترسم و دیر به خانه نمی‌آید و موبایلش هم خاموش است.
من هم نگران شدم یک ساعت بعد بود که انگار به خانه‌شان زنگ زده و گفته بودند «علی» در بیمارستان آیت‌الله کاشانی است. من سراغ مادرش رفتم و با هم به بیمارستان رفتیم، باور نمی‌کردیم که با جسد «علی» روبه‌رو شویم.
وی افزود: «همه کسانی‌که صحنه را دیده‌اند استشهادی جمع کرده و تحویل پلیس و دادسرا داده‌اند، شکی نداریم که «علی» بی‌گناه کشته شده و تا آنجایی که من می‌دانم پلیس حتی اجازه شلیک به قاتل، دزد مسلح و هر مجرم دیگری را اگر وی فرار نکند یا مقابله‌ای نداشته باشد، ندارد.»

پ.ن: شما فکر کنید اگر این اتفاق در یکی از ایالتهای امریکا افتاده بود رسانه های ایران چه واکنشی نشان میدادند!؟ آیا غیر از این بود که با صرف چندین هزار دلار از جیب مردم بلند بالاترین گزارشها را تهیه و تفسیر میکردند! اگر این اتفاق در بحرین و فلسطین و لبنان بود صدای و سیمای ایران خود را شرحه شرحه نمیکرد!؟ بی شرفی،وقاحت،رذالت و پستی تا به کی و کجا…بی وجدانها