بایگانی

بایگانی نویسنده

رضا پهلوی در مصاحبه با هفته نامه فوکوس:طبق قانون اساسی«بنا به قانون» شاه ایرانم.

شاهزاده رضا پهلوی ولیعهد ایران بود تا که در سال ۱۹۷۹ روحانیون پدرش را از ایران تاراندند. در مصاحبه از ماجرای غمباری می گوید که برخانواده اش رفته است و از آرزویش برای شاه شدن.

***

فوکوس آنلاین: آرزو دارید روزی تاج شاهی ایران را برسرگذارید؟

شاهزاده رضا پهلوی: صدالبته. اصولاٌ برای من چیزی از این بهتر نیست که با همۀ آنچه در اختیار دارم به کشورم خدمت کنم. در غیر اینصورت همۀ این زحمت ها را بر خود روا نمی داشتم و داوطلبانه خودم را در تیررس قرار نمی دادم.

فوکوس آنلاین: منظورتان از تیررس چیست؟ تهدید می شوید؟

پهلوی: بله! همواره پلیس بین الملل یا سیا به من زنگ می زنند و می گویند در کدام گوشه باز گروهی به دستور تهران برای کشتن من کمین کرده اند.

فوکوس آنلاین: کوتاه زمانی بعد در گذشت پدرتان شما در مصر به جانشینی او برگزیده شدید.

پهلوی: این مراسم در بیستمین زادروز من برگزار شد. طبق قانون اساسی ما می بایستی به این سن رسیده باشم تا بتوانم شاه شوم. البته بعد می بایست در مجلس ایران هم سوگند پادشاهی یاد می کردم. بنابراین می توان گفت که «بنا به قانون» شاه ایرانم.

فوکوس آنلاین: خودتان را امروز شاه می دانید؟

پهلوی: در روستاها هنوز من را «ولیعهد» می نامند. اما همیشه به هوادارنم می گویم من را فقط باید فردی ببینند که برای آزادی ایران مبارزه می کند. اینکه آیا روزی بر تخت خواهم نشست به ارادۀ مردم وابسته است. هیچکس نمی داند چند درصد مردم در انتخابات آزاد به نفع سلطنت رأی خواهند داد.

فوکوس آنلاین: امروز هم هنوز سلطنت را نظام حکومتی مناسبی برای وطنتان می دانید؟

پهلوی: بله. شخص شاه مهم است زیرا ایران کشوری چند قومیتی است که به شخصیتی بی طرف برای وحدت نیاز دارد. در دیگر کشورهایی هم که جامعۀ یکدستی ندارند سلطنت توانست نقش ثبات دهنده ای داشته باشد. برای نمونه در اسپانیای بعد از فرانکو.

فوکوس آنلاین: در سنجه با اسپانیا البته ایران در زمان پدر شما کشورِ چندان دمکراتیکی نبود.

پهلوی: پدرم براین باور بود که باید ابتدا به مردم تا حدی آموزش بدهد تا دمکراسی امکان پذیر شود. می خواست ابتدا جامعۀ مدنی ایجاد کند. نظامش اصلاح پذیر بود و درآخر هم با اصلاحات مؤافقت کرد.

فوکوس آنلاین: آنگونه که بسیاری از هموطنانش در آن زمان فکر می کردند دیگر خیلی دیر شده بود.

پهلوی: فراموش نکنیم: پدرم در آن زمان داوطلبانه کشور را ترک کرد. قذافی نبود، صدام حسین نبود، بشار اسد نبود که به قدرت بچسبد. و راه صلاح کشورش را درنظر داشت. بسیاری از انقلابی های آنموقع امروز نزد من می آیند و می گویند: «بهتر بود پدرت ما را بازداشت و اعدام می کرد. ما که خبر نداشتیم چه پیش خواهد آمد!»

فوکوس آنلاین: یک خواهر و یک برادرتان خودکشی کرده اند. چه چیزی آنها را به این کار وحشتناک واداشت؟

پهلوی: این دو نتوانستند هول –و- هراسی را که خانوادۀ ما شاهدش بود کاملاٌ تاب بیاورند. نمی دانم وقتی انسان ها تصمیم می گیرند به زندگی خود پایان دهند در سرشان چه می گذرد. این وضعیت روحی را نمی شناسم. اما مطمئنم که آدم چنین کاری را به دلایل سطحی انجام نمی دهد. تراژدی ها آنها برای من نمادی است برای تمامی یک نسل که من نسل گم شده اش می نامم. اینها را از کشور راندند: کمی مانده بود تا این نسل پا به صحنه بگذارد – و بعد همه چیزشان را گرفتند.

فوکس آنلاین: برای شما هم صادق است.

پهلوی: بله، البته. من هم از این نسلم. هفده ساله بودم که پدرم مجبور به ترک کشور شد – در اکتبر ۵۲ ساله می شوم. بیش از سه دهه است که مجبور به زندگی در تبعیدم. فکر می کنم دلیل اصلی اینکه توانستم سلامت و عزم جزم خودم را حفظ کنم میهن پرستیم بود، احساس وظیفه ام. اما معلوم است که من هم دلم برای وطنم تنگ شده، رنگ هایش، بوها.

فوکوس آنلاین: دوست دارید به ایران بروید؟

پهلوی: معلوم است! به آنجا متعلقم.

فوکوس آنلاین: اول که به تهران رسیدید چه خواهید کرد؟

پهلوی: همان کاری را خواهم کرد که مهاتما گاندی وقتی از آفریقای جنوبی برگشت انجام داد. به هرگوشۀ ایران سفر خواهم کرد تا خوب همه جا را بشناسم. البته من در تمام این سالها با مردم تماس داشته ام، اما خیلی از استان ها را مانده که ندیده ام.

فوکوس آنلاین: در سایۀ مذاکرات اتمی، شما در برلین و پاریس گفتگوهایی انجام دادید. چه هدفی داشتید؟

پهلوی: موضوع حقوق بشر برایم خیلی مهم است. این موضوع در صحبت ها با تأسف به نفع بحران اتمی مورد توجه قرار نمی گیرد. اما برای ایرانی ها نشانۀ مهمی است که مسئلۀ حقوق بشر هم در مذاکرات لحاظ شود. متحد طبیعی در مبارزه علیه ایرانِ هسته ای مردمند. اما ۳۳ سال است که فقط با نمایندگان حکومت گفتگو می شود، هرگز با مخالفان صحبت نکرده اند. این حکومت را نمی شود با تحریم به زانو درآورد بلکه با آنچه بیشتر از همه از آن می ترسد: با قیام مردم.

فوکوس آنلاین: بنابراین منظورتان این است غرب باید برای تغییر حکومت فشار بیاورد تا دولت ایران را از ساخت سلاح اتمی بازدارد؟ این راه حل است؟

پهلوی: حتماٌ. زیرا مسئلۀ اصلی نه برنامۀ اتمی که حکومت است. سعودی ها و بحرینی ها و قطری ها این را می دانند. چنین می نماید که فقط غرب فراموش کرده است. این حکومت بهترین پوکرباز دنیاست. پوکر بازی می کند تا بقای خود و قدرتش را با رهبری فعلی حفظ کند. برای این کار به سلاح نیاز دارد.

من در ماه های گذشته در جهت وحدت نیروهای مخالف فعالیت کرده ام: تمامِ طیف، سلطنت طلبان و جمهوری خواهان. در عمل امروز جمهوری خواهان از من حتی بیش از سلطنت طلبان حمایت می کنند. گرچه برنامه های ما با هم متفاوت است اما همه مجموعه ای از ارزش های مشترک را داریم: ما دمکرات های دین جداخواه هستیم و انتخابات آزاد در ایران می خواهیم.

فوکوس آنلاین: بسیاری از کارشناسان معتقدند که هر اقدام غرب محکوم به شکست است و حکومت را بیشتر تقویت خواهد کرد.

پهلوی: خیلی این حرف درست نیست. بسیاری از ایرانی ها حتی برای خلاصی از حکومت طرف مهاجمان خارجی را خواهند گرفت. وقتی مردم بعد از انتخابات مخدوش سال ۲۰۰۹ به خیابان رفتند و «اوباما – اوباما» سردادند و پلاکاردهایی به زبان انگلیسی رو به دوربین گرفتند این کار را نکردند که تمرین زبان کنند: پیامی بود که به غرب فرستادند!

فوکوس آنلاین: خودتان چه نقشی را در این روند خواهید داشت؟

پهلوی: من در ماه های گذشته در جهت وحدت نیروهای مخالف فعالیت کرده ام: تمامِ طیف، سلطنت طلبان و جمهوری خواهان. در عمل امروز جمهوری خواهان از من حتی بیش از سلطنت طلبان حمایت می کنند. گرچه برنامه های ما با هم متفاوت است اما همه مجموعه ای از ارزش های مشترک را داریم: ما دمکرات های دین جداخواه هستیم و انتخابات آزاد در ایران می خواهیم.

فوکوس آنلاین: چه مناسباتی با «جنبشِ» دمکراتیکِ «سبز» دارید؟

پهلوی: با رهبرانش تماس دارم. گرچه با موسوی شخصاٌ تلفنی صحبت نکرده ام. اما شبکه هایی وجود دارد که از طریق آنها گفتگو می کنیم. بسیاری از «اصلاح طلب هایِ» سابق در این فاصله متقاعد شده اند که حکومت را نمی توان از درون اصلاح کرد. امید به اصلاح از درون وقت تلف کردن است.

فوکوس آنلاین: گروه های مخالفی وجود دارد که از شما حمایت نمی کنند؟

پهلوی: فقط با مجاهیدن خلق و افراد حزب الله که همچنان پشت حکومت هستند هیچ گفتگویی نداریم. غیر از اینها با همه. حتی با «ملی – مذهبی ها». اصل مشترک ما باور به نظامی است دین جداخواهانه.

فوکوس آنلاین: برنامۀ مشخص شما چیست؟

پهلوی: مبارزه برای انتخابات آزاد. اولین گام در این راستا ایجاد شورای ملی خارج از ایران است. به این ترتیب ساختاری مرکزی به جای ۱۵ گروه مخالف ایجاد می کنیم که اکنون مستقل از هم کار می کنند.

فوکوس آنلاین: چرا باید این شورا خارج از ایران تشکیل شود؟ نباید روند تغییر در داخل آزاد شود؟

پهلوی: داخل کشور نمی توان سازمانی را ایجاد کرد که از حکومت علناٌ انتقاد کند. با این وجود معلوم است که این شورا حمایت مخالفان و فعالان را در داخل ایران خواهد داشت.

فوکوس آنلاین: ترکیب این شورای ملی قرار است چگونه باشد؟

پهلوی: هرگروهی یک نماینده به یک کمیتۀ مرکزی می فرستد. این کمیته به نوبۀ خود اختیار اجرایی نسبت به هیئت های مختلف دارد که کارهای مختلف برعهده می گیرند. برای نمونه کمیسیونی که عمل نافرمانی مدنی را در داخل ایران سازماندهی و هماهنگ می کند. یا کمیسیون دیگری که به راه های ارتباط با داخل و دادن اطلاعات از خارج به مردم می پردازد. و باز کمیسیون دیگری که مسائل مالی و پول – گردآوری را برعهده می گیرد. آنچه مشخص است: مادام که این حکومت برسرکار است نمی توان انتخابات آزاد برگزار کرد. از این رو در گام اول هر اقدامی را انجام می دهیم تا از دست حکومت راحت شویم. بعد مرحلۀ گذار است که در این مرحله دولت موقت ضروری خواهد بود.

فوکوس آنلاین: تقریباٌ اینگونه می نماید که در حال طراحی تشکیل دولت در تبعید هستید.

پهلوی: ما آن را دولت در تبعید نمی نامیم. فقط می گوییم که ما با این سازماندهی می خواهیم از مبارزه در ایران پشتیبانی کنیم. همه می دانیم مشکل در لیبی و سوریه چه بود: اینکه غرب با توجه به گسیختگی مخالفان، طرف صحبتی نداشت. می خواهیم از این اجتناب کنیم. می خواهیم با یک صدا حرف بزنیم.

با توجه به نامم و سرمایۀ سیاسیم و تجربۀ بین المللی که دارم می توان قطعاٌ به خوبی از ایفای این نقش برآیم. نام من را هر کس در ایران می شناسد. اگر من از شما خواهش کنم با موبایل خود شماره ای را در ایران بگیرید: مردم در آن سوی خط من را می شناسند. آیا این مزیت سیاسی بالایی نیست؟ من که نمی خواهم تخت شاهی را بازپس گیرم. اما من رهبری ملی هستم. می توانم نلسون ماندلایی باشم، مهاتما گاندی.

فوکوس آنلاین: خود شما این صدا هستید؟

پهلوی: اگر از من خواسته شود شاید مؤافقت کنم. داوطلب نمی شوم. اما با توجه به نامم و سرمایۀ سیاسیم و تجربۀ بین المللی که دارم می توان قطعاٌ به خوبی از ایفای این نقش برآیم. نام من را هر کس در ایران می شناسد. اگر من از شما خواهش کنم با موبایل خود شماره ای را در ایران بگیرید: مردم در آن سوی خط من را می شناسند. آیا این مزیت سیاسی بالایی نیست؟ من که نمی خواهم تخت شاهی را بازپس گیرم. اما من رهبری ملی هستم. می توانم نلسون ماندلایی باشم، مهاتما گاندی.

فوکوس آنلاین: می توانید تصورش را بکنید که دست از خواسته های سیاسی خود بردارید و تنها مانند یک فرد معمولی زندگی کنید؟

پهلوی: فکر می کنید که مثلاٌ هوادارانم چنین چیزی را می پذیرند؟ اینان زندگی را بر من جهنم خواهند کرد و من را خائن خواهند دانست! بنابراین من برخلاف خواهران و برادرانم اصولاٌ چارۀ دیگری ندارم. و از این رو تصمیم گرفته ام این نقشی را که سرنوشت برایم رقم زده است خیلی جدی بگیرم. وگرنه نمی توانم به چشمان خود نگاه کنم.

* از: آندرئا-کلاودیا هوفمان / در: فوکوس آنلاین
21 خرداد 1391

گلشیفته فراهانی در جدیدترین فیلمش «سنگ صبور»

 

در این فیلم گلشیفته فراهانی نیز به «ایفای نقش» میپردازد. داستان این فیلم در مورد جنگ و زنان در حاشیه مانده است. این داستان در افغانستان و یا هر کشوری که از جنگ نا به سامان است اتفاق می افتد, زنی زیبا بر بالین شوهرش زخمی اش شب زنده داری میکند و نگران شوهر است که مرد مرده است یا زنده؟ و زن بر بالین شوهر برای نخستین بار صادقانه به سخن می‌نشیند و از آرزوها و واقعیت تلخ زندگی زناشویی‌اش می‌گوید و مرد برای زن مانند یک سنگ میشود یک سنگ صبور، از بیرون صدای گلوله می‌آید، صدای قدم‌های تند، صدای ناله‌هایی، و سپس سکوت. در تنهایی پایان جهان، زن از خویشتنش حجاب برمی‌دارد، خود را برای خود عریان می‌کند، به تنش نگاه می‌کند، دیگر دانه‌دانه‌ی تسبیح را با یاد خدا نمی‌چرخاند، خاطراتش را اما ازسرمی‌گیرد، رویاهای ناکامش، ازدواج اجباری، خواهر فروخته شده‌اش به مردی پیر، افتخارات فامیلی: آشتی ناپذیری، استبداد، و بعد این جنگ‌های برادرکش که پایانی ندارند هرگز… سنگ صبور سرودی‌ست برای آزادی، برای عشق و جادویی بسان سنگ صبور و داستان زنی است که در آغاز به گونه‌ی یک زن مظلوم معرفی می‌شود ولی آهسته آهسته می‌بینیم که این زن کسی بوده که در برابر ظلم جنگیده، حتی به قیمت حرمت و جانش.
سهیل پرهیزی

رنجنامه جوان ۳۱ ساله ای که وجدان اخلاقی انسان ایرانی را به درد می آورد، سینه به سینه نقل کنیم، صدایش باشیم

 

یک دوست، یک برادر، یک هموطن, یک زندانی به اسم جعفر اقدامی جوانی ۳۱ ساله که از جوانی چیزی ندیده جز سلول های انفرادی…… این آخرین تصویری است که چند ماه پیش از او منتشر شده است در کنار عیسی سحرخیز در زندان رجایی شهر
********
جعفر از یک سندرم عصبی نادر رنج می‌برد و تا مرحله فلج کامل پیش رفته است، وضعیت جسمی جعفر اقدامی بقدری وخیم است که در اکثر مواقع قادر به راه رفتن و انجام کارهای شخصی خویش نیز نمی‌باشد. اما مسولین تاکنون از انتقال او به بیمارستان امتناع ورزیدند
_______________
جعفر اقدامی در رنج‌نامه‌ی تکان دهنده‌ی خود در مورد آن می‌نویسد:‌ «در تیر ماه سال ۷۸ در جریان کوی دانشگاه پس از شنیدن و مشاهده سرکوب وحشیانه دانشجویان و مردم در حمایت و یاری اشان به سوی کوی دانشگاه رفتم که در روز ۲۲ تیر ماه توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شدم، پس از یک ماه تحمل شکنجه های روحی و جسمی که در زیر زمین ساختمان ژاندارمری القدیر(نام قدیم مرکز) صورت گرفت نهایتاً با تودیع کفالت آزاد شدم .»

او به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داده و دوباره در سال ۸۰ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به شش سال زندان محکوم می‌شود. در این خصوص دوران زندان‌اش در این دوره می‌نویسد: «۶ سال از بهترین دوران جوانی ام تحت شدیدترین فشار ها و شکنجه های روحی و روانی قرار داشتم، مدت ۷ ماه را در سلول های انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ گذراندم، پس از ۳۰ ماه از بند ۲۰۹ به زندان مخوف رجایی شهر تبعید شدم، زندانی که آن را “ته جهنم می نامیدند” و مملو بود از زندانیان خطرناک و قاتلین، باند های قاچاق مواد مخدر، سرقت و زورگیری. در زندان رجایی شهر روزی نبود که برخوردی صورت نگیرد و برخی از این نزاع ها که گاهاً به صورت دسته جمعی بود، آنقدر شدید و خونین صورت می گرفت که گارد زندان جرات ورود به داخل سالن را نداشت.»

جوانی بیست و چند ساله در اوج دوره‌ی جوانی شاهد بدترین وقایع در زندان بوده است و بدترین شرایط را تحمل می‌کند. او در مورد «جهنم زندان رجایی‌شهر» می‌گوید: «در ۴۲ ماهی که من در زندان رجایی شهر بودم ۱۰ زندانی در زد و خورد ها به قتل رسیدند، زندانیان کم سن و سال مورد تجاوز قرار می گرفتند و بسیاری از زندانیان زیر ۲۰ سال توسط زندانیان شرارتی اجیر می شدند تا کارهای شخصی اشان را انجام دهند، آمار زندان به قدری بالا بود که زندانیان مجبور بودند بصورت کتابی در کنار هم بخوابند، من حدود ۴ ماه را به جای اتاق در کریدور سالن گذراندم .»

پس از آزادی عضو مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران می‌شود و فعالیت‌های حقوق‌بشری خود را آغاز می‌کند و دوباره بازداشت می‌شود: «در تاریخ ۸/۶/۸۸ هنگامی که قصد شرکت در مراسم خاوران را داشتم در بین راه برای سومین بار توسط ماموران امنیتی دستگیر شدم. آنان بدون داشتن مجوز، بصورت غیر قانونی برای بازرسی و ایجاد رعب و وحشت وارد منزل پدری ام شدند و تمام خانه را به مدت دو ساعت زیر و رو و اعضای خانواده ام را تهدید به بازداشت کردند، و گفتند اگر سر و صدا و اعتراض کنید همه شما را به ۲۰۹ می بریم .»

قصه‌ی تلخ بی‌قانونی و نقض حقوق‌بشر در مورد جعفر اقدامی در زندان اوین و در پی آن در دادگاه‌ها به طور کامل از قوه‌ی قضاییه جمهوری اسلامی رعایت می‌شود. یک ماه انفرادی و ماه‌های متمادی، چیزی نزدیک به هشت ماه؛ در سلولی چهار نفره در اوین نگه‌داری می‌شود. شکنجه‌ و تهدید خانواده از جمله سختی‌های و مصائب این نه ماه است. اقدامی سر آخر به بند عمومی اوین منتقل می‌شود و بعد هم دادگاهی نمایشی که با عدم اجازه‌ی دفاع به وکیل مدافع و برکناری او به خاطر فشار قاضی دادگاه که همراه با بازجویان عمل می‌کند، به ۵ سال زندان محکوم می‌شود.

تلخی ماجرا به این ختم نمی‌شود، اقدامی با وکیل جدید به حکم دادگاه اعتراض می‌کند و دادگاهی تجدیدنظر بر خلاف رای دادگاه بدوی حکم می‌دهد؛ ۵ سال زندان را به ۱۰ سال زندان تبدیل می‌کند تا شاه‌کار قوه‌ی قضاییه رقم زده شود.

اقدامی در رنج‌نامه‌ی غم‌انگیز خود درباره‌ی ابلاغ این حکم می‌نویسد: «در تاریخ ۱۰ مهر مرا برای ابلاغ حکم به دادگاه بردند، منشی دادگاه اعلام کرد حکمت ۱۰ سال است، امضا کن. که من از امضاء خودداری کردم و ایشان نیز به بنده توهین کردند و مرا تهدید کردند که اگر امضا نکنید عواقب بدی در انتظارت خواهد بود که من باز هم از امضای حکم امتناع کردم و ایشان نیز ضمن توهین به اینجانب حرف های زدند که در شان یک محکمه بی طرف و منصف نبود.از جمله اینکه “تو باید پودر شوی!” ، “تو حکمت اعدام است” ، “۱۰ سال هم برایت کم است” ، من لبخندی زدم و در پاسخ گفتم من به عدالت پروردگار ایمان دارم، او بین ما داوری خواهد کرد و فاصله ما تا روز حساب و به فرموده قرآن یک روز بیش نیست، از شما و بازجویان وزارت اطلاعات و حکم اخیر به هیچ وجه ناراحت نیستم و هیچ کینه و کدورتی نیز از شما به دل ندارم زیرا همه شما را قربانی مناسبات استبدادی می دانم .»

اقدامی یک زندانی است با تمام مواردی که می‌شود حقوق‌بشر برای یک نفر نقض شده باشد. تنها گذاشتن او و دفاع نکردن از حقوق او رعایت نکردن انسانیت است. جمهوری اسلامی در حق جعفر اقدامی انسان را رعایت نکرده است، ما باید انسان را رعایت کنیم.

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: ,

بیاید سبز بودن را زندگی کنیم…وقتی همه چیز را اعتراض میبینند

آگوست 1, 2011 بیان دیدگاه

بمانسبت

آب بازی پسران و دختران در جشنواره پارک آب و آتش تهران

 

نا خود آگاه یاد جمله ای از میر حسین موسوی افتادم به این مضمون:

به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند

وقتی این جمله رو به یاد آوردم و صحنه های آب بازی پسران و دخترانمان تو پارک مشاهده کردم دریافتم که میر حسین چقدر خوب و هوشمندانه ما را راهنمایی کرده بود.

حرکت های رژیم و داد و فغان های استیصال گونه نشان از چیست؟

آیا نشان از قدرت و صلابت است یا ضعف و واهمه از مردمی شاد و پویا؟

آری، باید باور کنیم که یک آب بازی بی غرض  اینطور باعث هراس رژیم کودتا میشود که نمی توانند ترس خود را مخفی کنند. براستی این چه رژیم مقتدری است؟

این حرکت و این یاد آوری میتواند بهترین تلگر باشد برای مبارزه با اینحکومت انسان ستیز و شادی ستیز و بیعتی دوباره با مردمی سبز و جوانانی خلاق و پویا و هوشمند.بیاید دوباره روزهای اعتراض را زنده کنیم نه آن چیزی که در ذهن بیمار گونه مزدوران رژیم است.

هر اعتراضی که میتواند ضربه ای به این دیو پلیدی و زشتی باشد هر چیزی که آنها را مطمئن سازد که روزهای پایانی را میگذرانند و هر اعتراض کوچکی که مانند پتکی بر سر آنها می آید،،آنهایی که از آب بازی پسران و دختران در هراسند آنهایی که از مجسمه ها میترسند،آنهایی که ازمدل لباس دختر هایمان واهمه دارند،آنهایی که از موسیقی وحشت دارند،آنهایی که تجاوز دسته جمعی میکنند،آنهایی که همه رفتارهای ما را اعتراض میبینند و یعنی چه ما بخواهیم وچه نخواهیم هر جور که باشیم یا نباشیم با هر نگاه که بنگریم و ببینیم ما را معترض می بینند .  زیرا ، کم آورده اند و حیرت کرده اند و تنها چیزی که از حیرت خودشان به دست آورده اند این است که فکر کرده اند ما صدای اعتراض خودمان را یک جوری که شبیه فریاد نیست  بلند کرده ایم.  شاید برای آن همه واهمه و ترس آنها دلیل داشته باشیم و یادمان باشد وقتی ما همه با هم متحد هستیم وحشت بینهایت آنها را میلرزاند و این را میتوان از چهره بهت زده و حیرت زدهشان دید.

سید علی! رذالت و پستی نمایندگان مجلست، سال 88 به ما ثابت شد

ژوئیه 28, 2011 بیان دیدگاه

علنی بگوییم که مجلس ظلم کرد و خلاف عدل کرد و گرفتار رذیلت شد

یک فلش بک کوتاه میزنیم به گذشته ای نزدیک،سال 88 در جایی که مردم بیگناه کشورم در راهپیمایی سکوت شرکت کردند و به دنبال رای دزدیده شده خود بودند و با مشت آهنین تو و سرکردگانت رو برو گشتند. از هیچ بیرحمی و قصاوتی دریغ نکردی با تمام قوا و تمام قد در مقابل مردم ایستادی و با کشتاری بیرحمانه و وحشانه ای همچون مغول بر مردمت تاختی،بصورتی که روی تمام جنایتکاران تاریخ را سفید کردی و نمونه ای بی نظیر از جنایت را در تاریخ ثبت کردی.

هدف از تکرار مکرات این نیست تا قصه پر غصه این مردم ستمکشده و زخم خورده استبداد را بازگو کنم، نیتم این است که بگویم رذالت مجلسیان و نوکران جیره خورت در آن سال به مردم ما اثبات شد که به اسم نمایندگی مردم و رای مردم بر این مسند نشسته اند و نان استبداد میخوردند و خجر از پشت بر ملت بی گناه میزنند

رذالت مجلسیان از آن روز ثابت شد که در برابر جنایت تو و عمال حزب الله خفه شدند و شرف و ناموس نمایندگی را به ردای قدرت فروختند

رذالت مجلسیان دروغگو از زمانی اثبات شد که چشم بر تجاوز به ناموس مردم در زندانها بستند و با خنده و مزاح نمکی دیگر بر زخم این مردم ریختند

رزالت و پستی این نوکران بی صفت اززمانی اثبات شد که بانیان نمایندگیشان را فروختند به شخص خونخواری چون تو…

در جایی دیگر فرموده اید: ناراحتی ام به دلیل اهانت به رئیس جمهور بود، شما اهانت کردید به رئیس جمهور، شما می توانید به رئیس جمهور تذکر بدهید، سئوال کنید، استیضاح کنید ولی نمی توانید به هیچ کس توهین کنید…

طبق مثل قدیمی و معروف  سوال میکنم :دم خروستان را باور کنیم یا قسمتان را؟ چگونه است که امروز مدعی عدالت و اخلاق  شده اید و رگ گردنتان از اهانت به انتر محبوبتان باد کرده و در دفاع از حق و حقوق رئیس جمهور انتصابی تان بر آمدید ولی در گذشته ای نزدیک که این بوزینه زشتتان مشغول بی آبرو کردن مردی چون میر حسن موسوی  و امثالم بود سرت را چون کبک در برف کرده بودی؟

هر چند که اراجیفت، حتی ارزش جواب دادن ندارد اما مینویسم تا اندک آبروی نداشته ات را هم بتوانم بر باد بدهم و میدانم تا نسیم خوش آزادی بر کشور نوزد و تا زمانی که امثال تو و نوکرانت بر مسند قدرت هستید از هیچ رذالت ، پستی ، فرومایگی  و وطف فروشی دریغ نمیکنید.

 

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: , , ,

چند روز مونده به 18 تیر…؟ چه خبر؟

ژوئیه 6, 2011 بیان دیدگاه

+چند روز مونده به 18 تیر ؟

++ سه روز،چطور مگه ؟

+میخواستم ببینم برنامه ای هم داریم مثل سالهای قبل؟

++نه خیلی، چطور مگه؟

+تو اینترنت چه خبر سایتها،وبلاگها،فیسبوک،بالاترین؟

++فعلن هیچی،خبری نیست،برادران سوژه جدید دادن بهمون!

+چی هست حالا این سوژه جدید؟

++هیچی بابا از صبح تا شب نشستیم به لینکهای مجاهدین منفی و مثبت میدم خبری از 18 تیر نیست!

+جدی میگی!؟

++آره بخدا

 

 

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: , , ,

ای مگس! گیریم که مجسمه آریوبرزن را تخریب کردی آیا تاریخ را هم میتوانی خراب کنی؟

ای مگس! گیریم که مجسمه آریوبرزن را تخریب کردی
با نام پر افتخار و باشکوه او چه میکنی؟
با نام نیک و بلند آوازه او چه میکنی ؟
با تاریخ و دلاوریهای زبانزد خاص عام او چه میکنی ؟
با افکار در حال تغییرپارسیان چه میکنی؟
با نام، آریوبرزن بر کودک من چه میکنی؟
بمان بر جهل خویش و باش تا صبح دولتت بدمد سردار بی بصرت احمق! بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها:

Hello world!

جون 24, 2011 ۱ دیدگاه

Welcome to WordPress.com. After you read this, you should delete and write your own post, with a new title above. Or hit Add New on the left (of the admin dashboard) to start a fresh post.

Here are some suggestions for your first post.

  1. You can find new ideas for what to blog about by reading the Daily Post.
  2. Add PressThis to your browser. It creates a new blog post for you about any interesting  page you read on the web.
  3. Make some changes to this page, and then hit preview on the right. You can alway preview any post or edit you before you share it to the world.
دسته‌ها:Uncategorized