خانه > Uncategorized > رنجنامه جوان ۳۱ ساله ای که وجدان اخلاقی انسان ایرانی را به درد می آورد، سینه به سینه نقل کنیم، صدایش باشیم

رنجنامه جوان ۳۱ ساله ای که وجدان اخلاقی انسان ایرانی را به درد می آورد، سینه به سینه نقل کنیم، صدایش باشیم

 

یک دوست، یک برادر، یک هموطن, یک زندانی به اسم جعفر اقدامی جوانی ۳۱ ساله که از جوانی چیزی ندیده جز سلول های انفرادی…… این آخرین تصویری است که چند ماه پیش از او منتشر شده است در کنار عیسی سحرخیز در زندان رجایی شهر
********
جعفر از یک سندرم عصبی نادر رنج می‌برد و تا مرحله فلج کامل پیش رفته است، وضعیت جسمی جعفر اقدامی بقدری وخیم است که در اکثر مواقع قادر به راه رفتن و انجام کارهای شخصی خویش نیز نمی‌باشد. اما مسولین تاکنون از انتقال او به بیمارستان امتناع ورزیدند
_______________
جعفر اقدامی در رنج‌نامه‌ی تکان دهنده‌ی خود در مورد آن می‌نویسد:‌ «در تیر ماه سال ۷۸ در جریان کوی دانشگاه پس از شنیدن و مشاهده سرکوب وحشیانه دانشجویان و مردم در حمایت و یاری اشان به سوی کوی دانشگاه رفتم که در روز ۲۲ تیر ماه توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شدم، پس از یک ماه تحمل شکنجه های روحی و جسمی که در زیر زمین ساختمان ژاندارمری القدیر(نام قدیم مرکز) صورت گرفت نهایتاً با تودیع کفالت آزاد شدم .»

او به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داده و دوباره در سال ۸۰ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به شش سال زندان محکوم می‌شود. در این خصوص دوران زندان‌اش در این دوره می‌نویسد: «۶ سال از بهترین دوران جوانی ام تحت شدیدترین فشار ها و شکنجه های روحی و روانی قرار داشتم، مدت ۷ ماه را در سلول های انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ گذراندم، پس از ۳۰ ماه از بند ۲۰۹ به زندان مخوف رجایی شهر تبعید شدم، زندانی که آن را “ته جهنم می نامیدند” و مملو بود از زندانیان خطرناک و قاتلین، باند های قاچاق مواد مخدر، سرقت و زورگیری. در زندان رجایی شهر روزی نبود که برخوردی صورت نگیرد و برخی از این نزاع ها که گاهاً به صورت دسته جمعی بود، آنقدر شدید و خونین صورت می گرفت که گارد زندان جرات ورود به داخل سالن را نداشت.»

جوانی بیست و چند ساله در اوج دوره‌ی جوانی شاهد بدترین وقایع در زندان بوده است و بدترین شرایط را تحمل می‌کند. او در مورد «جهنم زندان رجایی‌شهر» می‌گوید: «در ۴۲ ماهی که من در زندان رجایی شهر بودم ۱۰ زندانی در زد و خورد ها به قتل رسیدند، زندانیان کم سن و سال مورد تجاوز قرار می گرفتند و بسیاری از زندانیان زیر ۲۰ سال توسط زندانیان شرارتی اجیر می شدند تا کارهای شخصی اشان را انجام دهند، آمار زندان به قدری بالا بود که زندانیان مجبور بودند بصورت کتابی در کنار هم بخوابند، من حدود ۴ ماه را به جای اتاق در کریدور سالن گذراندم .»

پس از آزادی عضو مجموعه فعالان حقوق‌بشر در ایران می‌شود و فعالیت‌های حقوق‌بشری خود را آغاز می‌کند و دوباره بازداشت می‌شود: «در تاریخ ۸/۶/۸۸ هنگامی که قصد شرکت در مراسم خاوران را داشتم در بین راه برای سومین بار توسط ماموران امنیتی دستگیر شدم. آنان بدون داشتن مجوز، بصورت غیر قانونی برای بازرسی و ایجاد رعب و وحشت وارد منزل پدری ام شدند و تمام خانه را به مدت دو ساعت زیر و رو و اعضای خانواده ام را تهدید به بازداشت کردند، و گفتند اگر سر و صدا و اعتراض کنید همه شما را به ۲۰۹ می بریم .»

قصه‌ی تلخ بی‌قانونی و نقض حقوق‌بشر در مورد جعفر اقدامی در زندان اوین و در پی آن در دادگاه‌ها به طور کامل از قوه‌ی قضاییه جمهوری اسلامی رعایت می‌شود. یک ماه انفرادی و ماه‌های متمادی، چیزی نزدیک به هشت ماه؛ در سلولی چهار نفره در اوین نگه‌داری می‌شود. شکنجه‌ و تهدید خانواده از جمله سختی‌های و مصائب این نه ماه است. اقدامی سر آخر به بند عمومی اوین منتقل می‌شود و بعد هم دادگاهی نمایشی که با عدم اجازه‌ی دفاع به وکیل مدافع و برکناری او به خاطر فشار قاضی دادگاه که همراه با بازجویان عمل می‌کند، به ۵ سال زندان محکوم می‌شود.

تلخی ماجرا به این ختم نمی‌شود، اقدامی با وکیل جدید به حکم دادگاه اعتراض می‌کند و دادگاهی تجدیدنظر بر خلاف رای دادگاه بدوی حکم می‌دهد؛ ۵ سال زندان را به ۱۰ سال زندان تبدیل می‌کند تا شاه‌کار قوه‌ی قضاییه رقم زده شود.

اقدامی در رنج‌نامه‌ی غم‌انگیز خود درباره‌ی ابلاغ این حکم می‌نویسد: «در تاریخ ۱۰ مهر مرا برای ابلاغ حکم به دادگاه بردند، منشی دادگاه اعلام کرد حکمت ۱۰ سال است، امضا کن. که من از امضاء خودداری کردم و ایشان نیز به بنده توهین کردند و مرا تهدید کردند که اگر امضا نکنید عواقب بدی در انتظارت خواهد بود که من باز هم از امضای حکم امتناع کردم و ایشان نیز ضمن توهین به اینجانب حرف های زدند که در شان یک محکمه بی طرف و منصف نبود.از جمله اینکه “تو باید پودر شوی!” ، “تو حکمت اعدام است” ، “۱۰ سال هم برایت کم است” ، من لبخندی زدم و در پاسخ گفتم من به عدالت پروردگار ایمان دارم، او بین ما داوری خواهد کرد و فاصله ما تا روز حساب و به فرموده قرآن یک روز بیش نیست، از شما و بازجویان وزارت اطلاعات و حکم اخیر به هیچ وجه ناراحت نیستم و هیچ کینه و کدورتی نیز از شما به دل ندارم زیرا همه شما را قربانی مناسبات استبدادی می دانم .»

اقدامی یک زندانی است با تمام مواردی که می‌شود حقوق‌بشر برای یک نفر نقض شده باشد. تنها گذاشتن او و دفاع نکردن از حقوق او رعایت نکردن انسانیت است. جمهوری اسلامی در حق جعفر اقدامی انسان را رعایت نکرده است، ما باید انسان را رعایت کنیم.

دسته‌ها:Uncategorized برچسب‌ها: ,
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: